ماروبزو (Marubozu)

شبیه جادوهای وودو به نظر می‌رسد! اما خوشبختانه اینگونه نیست. ماروبزو یعنی اینکه بدنه‌ها دارای سایه نیستند. یعنی بسته به اینکه بدنه شمع توپر یا توخالی باشد، سقف و کف قیمت با قیمت باز شدن یا بسته شدن یکسان می‌باشند.

یک ماروبزوی سفید شامل یک بدنه سفید بلند بدون سایه می‌باشد. قیمت باز شدن با کف قیمت برابر است و قیمت بسته شدن با سقف قیمت مساوی است. این یک الگوی بسیار صعودی است چرا که نشان می‌دهد که در کل ساعات معاملات کنترل در دست خریداران بوده است. این الگو معمولا اولین بخش از یک تمدید روند صعودی یا یک الگوی برگشت صعودی می‌باشد.

یک ماروبزوی سیاه شامل یک بدنه سیاه بلند بدون سایه می‌باشد. قیمت باز شدن با سقف قیمت برابر است و قیمت بسته شدن با کف قیمت مساوی است. این یک الگوی بسیار نزولی است چرا که نشان می‌دهد که فروشندگان در کل ساعات معاملات رفتار قیمت را کنترل کرده‌اند. این الگو معمولا دلالت بر تمدید روند نزولی یا برگشت نزولی دارد.

انواع همبستگی جفت ارزها

فرفره‌های چرخان

به کندل ها یا شمع هایی که سایه های بالا و پایین آن ها بلند بوده و بدنه کوچکی دارند گفته می شود.باید بدانید که رنگ بدنه مهم نیست.

این الگو نشان‌دهنده تردید بین خریداران و فروشندگان است.

بدنه واقعی کوچک (خواه توخالی یا توپر) حرکت کوچکی را از باز شدن تا بسته شدن قیمت نشان می‌دهد و سایه‌ها نشان می‌دهند که هم خریداران و هم فروشندگان در حال مبارزه بوده‌اند ولی هیچکدام نتوانسته‌اند کنترل بازار را در دست بگیرند.

با اینکه معاملات با تغییرات کم قیمت آغاز شده و پایان یافته‌اند، اما در عین حال قیمت‌ها به طور قابل ملاحظه‌ای بالاتر و پایین‌تر حرکت کرده‌اند. کنترل بازار نه در دست خریداران است و نه در دست فروشندگان.

اگر در جریان یک روند صعودی الگوی فرفره چرخان تشکیل شود، معمولا به این معنی است که تعداد زیادی خریدار باقی نمانده‌اند و احتمال روند معکوس وجود دارد.

اگر در جریان یک روند نزولی الگوی فرفره چرخان شکل بگیرد، معمولا به این معنی است که تعداد زیادی فروشنده باقی نمانده‌اند و احتمال روند معکوس وجود دارد.

 

الگو ی انبرک

بدنه‌های جذاب

شمع های ژاپنی بدنه های متفاوتی دارند. سیستم تحلیل پرایس اکشن بر مبنای همین بدنه ها، حال حاضر بازار را تحلیل کرده و احتمالات برای حرکت های بعدی بازار را پیش بینی می کند

بدنه‌های بلند نشان دهنده فشار خرید یا فروش بسیار هستند.

بدنه‌های کوتاه به معنی فعالیت بسیار کم خرید یا فروش است.

شمع‌های ژاپنی سفید بلند فشار قوی خرید را نشان می‌دهند. هر چه شمع سفید بلندتر باشد، قیمت با فاصله بیشتری بالای قیمت باز شدن بسته شده است. این نشان می‌دهد که قیمت‌ها از باز شدن تا بسته شدن به طور قابل توجهی افزایش یافته و خریداران تهاجمی بوده‌اند. به عبارت دیگر، گاوهای نر به دفعات بیشتر به خرس‌ها لگد زده‌اند!

شمع‌های سیاه (توپر) بلند فشار قوی فروش را نشان می‌دهند. هر چه شمع سیاه ژاپنی بلندتر باشد، قیمت با فاصله بیشتری زیر قیمت باز شدن بسته شده است. این نشان می‌دهد که قیمت‌ها نسبت به قیمت باز شدن به میزان زیادی سقوط کرده و فروشندگان تهاجمی بوده‌اند. به عبارت دیگر، خرس‌ها شاخ‌های گاوهای نر را گرفته و آنها را به زمین کوبیده‌اند!

 

سایه‌های اسرارآمیز

سایه‌های بالایی و پایینی شمع‌های ژاپنی سرنخ‌های مهمی را درباره یک روز معاملاتی می‌دهند.

سایه‌های بالایی دلالت بر سقف قیمت معاملات دارند. سایه‌های پایینی نیز نشان‌دهنده کف قیمت معاملات می‌باشند.

شمع‌هایی که دارای سایه‌های بلند هستند نشان می‌دهند که معاملاتی با فاصله زیاد نسبت به قیمت‌های باز شدن و بسته شدن اتفاق افتاده‌اند.

شمع‌های ژاپنی با سایه‌های کوتاه نشان می‌دهند بیشتر معاملات در نزدیکی قیمت‌های باز شدن و بسته شدن محدود شده‌اند.

اگر یک شمع ژاپنی دارای سایه بالایی بلند و سایه پایینی کوتاه باشد، این بدان معناست که خریداران قدرت خود را نشان داده‌اند و قیمت‌ها را بالا برده‌اند اما به دلایلی فروشندگان وارد شده و قیمت‌ها را دوباره پایین کشیده‌اند تا معاملات در نزدیکی قیمت باز شدن خود پایان یابد.

اگر یک شمع ژاپنی دارای سایه پایینی بلند و سایه بالایی کوتاه باشد، این بدان معناست که فروشندگان قدرت‌نمایی کرده و قیمت‌ها را پایین کشیده‌اند اما بنا به دلایلی خریداران وارد شده و دوباره قیمت‌ها را بالا کشیده‌اند تا معاملات در نزدیکی قیمت باز شدن خود پایان یابد.

انواع همبستگی جفت ارزها

مخترع نمودار شمعی ژاپنی

استیو نیسون (Steve Nison) این تکنیک را که “شمع‌های ژاپنی” نامیده می‌شد  از یک کارگزار ژاپنی همکار فرا گرفت. استیو در مورد شمع‌ها تحقیق و مطالعه بسیار زیادی نمود و سپس شروع به نوشتن در مورد آن‌ها کرد.

نمودارهای شمعی ژاپنی چه هستند؟

شمع‌های ژاپنی می‌توانند در هر تایم فریمی در بازار فارکس  و ارز دیجیتال مورد استفاده قرار گیرند، خواه تایم فریم روزانه، یک ساعته، 30 دقیقه ای یا هر چیزی که می‌خواهید باشد! از آنها برای توصیف رفتار قیمت در طی یک چهارچوب زمانی مشخص استفاده می‌شود.

شمع‌های ژاپنی با استفاده از قیمت باز شدن، سقف قیمت، کف قیمت و قیمت بسته شدن در یک دوره زمانی انتخاب شده تشکیل می‌شوند.

    • اگر قیمت بسته شدن بیشتر از قیمت باز شدن باشد، آنگاه یک شمع توخالی (که معمولا به رنگ سفید نمایش داده می‌شود) ترسیم می‌گردد.
    • اگر قیمت بسته شدن کمتر از قیمت باز شدن باشد، آنگاه یک شمع توپر (که معمولا به رنگ سیاه نمایش داده می‌شود) کشیده می‌شود.
    • قسمت توخالی یا توپر شمع، بدنه نامیده می‌شود.
    • خطوط نازکی که از بالا و پایین بدنه بیرون زده‌اند، بازه بالا و پایین قیمت را نشان داده و “سایه یا دم” نامیده می‌شوند.
    • بالای سایه بالایی “سقف” نامیده می‌شود.
    • پایین سایه پایینی “کف” نامیده می‌شود
  • آر اس ای یا شاخص قدرت نسبی به انگلیسی (Relative Strength Index که به طور خلاصه RSIخوانده می شود) یک اندیکاتور برای سنجش بزرگی تغییرات اخیر قیمت است .
  • شاخص قدرت نسبی یکی از محبوب ترین اندیکاتور هاست که توسط Welles Wilder ایجاد شده است.
  • آر.اس.آی یک اندیکاتور تحلیل تکنیکال است که در اواخر دهه 1970 میلادی بوجود آمده است و معامله گران میتوانند ار آن برای بررسی عملکرد سهام “در طی یک دوره معین ” استفاده کنند. در واقع آر.اس.ای یک اندیکاتور مومنتوم (   (Momentumاست که میزان حرکات قیمت و همچنین سرعت این حرکات را اندازه گیری میکند.آر.اس.ای بسته به مشخصات معامله گر و معاملات تجاری شان می تواند وسیله ای بسیار مفید باشد.

جونیور ولز وایلدر در سال 1978 اندیکاتور آر.اس.آی را پدید آورد.

وی در کتاب مفاهیم جدید در سیستمهای معاملات فنی ، اندیکاتور های تحلیل تکنیکال را معرفی کرده است که میتوان از این بین به اندیکاتور آر.اس.آی، اندیکاتور سهموی

(Parabolic SAR) اندیکاتور میانگین محدود واقعی (Average directional Index)

و اندیکاتور میانگین حرکت جهت دار (Average Directional Index) اشاره کرد.

وایلدر قبل از اینکه تحلیلگر شود، مهندس مکانیک بود و در زمینه مشاور املاک فعالیت میکرد. او در سال 1972 معامله سهام خود را آغاز کرد اما چندان موفق نبود.

چند سال بعد وایلدر مجموعه ای از تجربیات و تحقیقات خود در زمینه فرمول های ریاضیات و اندیکاتور ها را گردآوری کرد که بعدا مورد استفاده بسیاری از معامله گران در سرتاسر جهان قرارگرفت. کتاب وی تنها در شش ماه نوشته شده است و علی رغم آنکه قدمتش به دهه 1970 میلادی بر میگردد، اما امروز مرجع بسیاری از چارتیستها و معامله گران است.

  • اندیکاتور RSI کاربرد های متنوعی در تحلیل تکنیکال دارد.این کاربردها شامل موارد زیر است:
  • پیدا کردن مناطق قابل اشباع خرید و فروش
  • دریافت سیگنال های خرید و فروش
  • پیدا کردن واگرایی ها در قیمت

 

 

 

 

 

پیداکردن مناطق اشباع خرید و فروش

همانطور که ذکر شد نمودار این اندیکاتور بین دو عدد 0 تا 100 نوسان میکند.هر زمان که نمودار به زیر عدد 30 بیاید، به معنی این است که قیمت سهم از میانگین ضرر 14 روز اخیر (اگر اندیکاتور روی 14 روز تنظیم شده باشد) خیلی پایین تر است و مقدار این کاهش بیش از حد معمول بوده است. در واقع این به معنی این است که فروشنده ها در حال افراط کردن هستند و سهم در منطقه اشباع فروش است و احتمالا این حالت چندان پایدار نخواهد بود.این تفسیر به معنی سیگنال خرید نیست اما میتواند یک هشدار به فروشنده ها باشد. بر عکس اگر اندیکاتور RSI به بالای 70 و هرچه نزدیک تر به 100 برسد به معنی این است که خریداران در حال افراط هستند و سهم در منطقه اشباع خرید است. این میتواند یک هشدار برای خریداران باشد و باید انتطار تعدیل قیمت را داشته باشیم. در تصویر زیر میبینیم که این انتظار برآورد شده است.

  • هر زمان که RSI از منطقه اشباع فروش (محدوده 30) خارج شود و بالا رود.
  • هر زمان RSI از پایین محدوده میانی (RSI=50) را به بالا قطع کند.
  • هر زمان خط روند نزولی در RSI شکسته شود.
  • سیگنال فروش
  • هر زمان RSI از منطقه اشباع خرید (محدوده 70) خارج شود و پایین بیاید.
  • هر زمان RSI از بالا محدوده میانی (RSI=50) را به پایین قطع کند.
  • هر زمان خط روند صعودی در RSI شکسته شود.

در اندیکاتور RSI دو ناحیه به نامهای اشباع خرید و اشباع فروش وجود دارد که نشانگر کند شدن و اتمام خرید و فروشهای افراطی می باشد. به بیان دیگر زمانی که به ناحیه زیر 30 در اندیکاتور RSI می رسیم کم کم شاهد کاهش فروشهای افراطی در بازار هستیم و احتمالا قدرت خرید در بازار افزایش پیدا خواهد کرد و زمانی که در ناحیه 70 به بالا هستیم احتمالا خریدهای افراطی رو به پایان است و توقع داریم که فشار خریداران کاهش یابد و شاهد عرضه پر قدرت در بازار باشیم

سیگنال خرید

گاهی اوقات در بازار شاهد عدم جذابیت قیمت برای خریداران و همچنین شتاب زدگی فروشندگان هستیم که در این حالت بوجود می آید که فروش افراطی در بازار و با حجم بالا اتفاق می افتد.

در این شرایط نمودار RSI در زیر سطح 30 خواهد داشت به مرور زمان فروشهای افراطی تضعیف خواهند شد و شرایطی بوجود می آید که مجددا تمایل خریداران برای ورود به بازار افزایش می یابد؛ در این شرایط شاخص RSI شروع به رشد خواهد کرد و زمانی که سطح 30 از پایین به بالا شکسته شود سیگنال خرید را صادر می کند.

 

سیگنال فروش

افزایش تقاضا و ورود به نقدینگی سنگین به بازار باعث افزایش تدریجی قیمت خواهد شد و این روند مادامی که قیمتها برای خریداران دارای جذابیت باشند ادامه خواهد داشت.

افزایش قیمت و کاهش خرید های افراطی شرایطی را به وجود می آورد که به آن شباع خرید می گویند و در این حالت غول بزرگ سرمایه به تدریج اقدام به فروش خواهد کرد و با توجه به اینکه جمعیت خریداران در بازار کاهش یافته است، قیمتهای پایین تری برای خرید جذابیت پیدا می کنند که این مسئله باعث کاهش قیمت گزینه سرمایه گذاری خواهد شد.

در این حالت شاهص RSI شروع به نزول از ناحیه اشباع خرید (سطح بالای 70) خواهد کرد و شکست سطح 70 خبر خوبی برای دارندگان این سهم نخواهد بود و این یعنی تمایل بالای سرمایه گذاران برای فروشهای بیشتر.

 

حد ضرر در استراتژی معاملاتی با RSI

حد ضرر پایین ترین کندلی است که شما واگرایی مثبت را بر اساس آن نقطه تشخیص داده اید.

در شکل زیر این موضوع به خوبی قابل مشاهده است. همانطور که قبلا نیز اشاره کردیم، نشانگر RSI اگر به عنوان ابزاری مستقل برای دریبافت سیگنال مورد استفاده قرار بگیرد، می تواند بسیاری از سیگنال های نادرست یا نارس را ارائه دهد. بنابر این باید حتما به حد ضرر این سیستم پایبند باشید

 

حد سود در استراتژی معاملاتی با RSI

قانون اساسی RSI بیان می کند که شما باید معامله خود را تا زمان دریبافت سیگنال فروش از شاخص RSI باز بگذارید. این سیگنال فروش می تواند یک سیگنال Overbought باشد، همچنین واگرایی منفی RSI اما معقول است زمان را برای سیو سود از دست ندهیم.

بنابراین فروش پله ای میتواند بهترین گزینه باشد. با دیدن اولین نشانه باید یک پله فروش انجام دهید تا در نهایت سود کامل خود را بدست آورید. سیگنال فروش هایی که این سیستم صادر خواهد کرد به قرار زیر است:

واگرایی درRSI

این اندیکاتور یکی از بهترین اندیکاتور ها برای تشخیص واگرایی می باشد و در صورتی که در کنار مکدی بر روی ضعف در روند اتفاق نظر داشته باشد به احتمال بسیار زیادی باید شاهد برگشت قیمت باشیم.

واگرایی زمانی در RSI رخ می دهد که شاهد ناهماهنگی بین نمودر قیمت و نمودار RSI باشیم که در این حالت شاهد ضعفی در روند هستیم که ممکن است جهت حریکت قیمت را کاملا تغییر دهد.

 

 

خط روند بر روی نمودار RSI

سطوح حمایت و مقاومت فارکس
سطوح حمایت و مقاومت یکی از گسترده‌ترین مفاهیم مورد استفاده در معاملات فارکس می‌باشند. در کمال تعجب، به نظر می‌آید هر کسی نظر خودش را در مورد روش اندازه‌گیری سطوح حمایت و مقاومت در فارکس دارد.
در ابتدا اجازه دهید نگاهی به اصول اولیه داشته باشیم.

به نمودار فوق نگاه کنید. همانطور که می‌بینید، این الگوی زیگ زاگی در حال حرکت به سمت بالاست (بازار صعودی). وقتی که بازار فارکس به سمت بالا حرکت کرده و سپس باز می‌گردد، بالاترین نقطه رسیده شده پیش از بازگشت آن، اکنون یک سطح مقاومت است.
همینطور که بازار دوباره به بالا رفتن ادامه می‌دهد، پایین‌ترین نقطه رسیده شده پیش از شروع برگشت آن، اکنون یک سطح حمایت می‌باشد. در این روش، با نوسان بازار فارکس در طول زمان، سطوح حمایت و مقاومت به طور پیوسته شکل می‌گیرند. عکس این مطلب برای روند نزولی صدق می‌کند.

ترسیم سطوح حمایت و مقاومت فارکس
نکته‌ای که باید به خاطر بسپارید این است که سطوح حمایت و مقاومت اعداد دقیقی نیستند.
اغلب اوقات سطح حمایت یا مقاومتی را خواهید دید که به نظر می‌آید شکسته شده است اما کمی بعد از آن متوجه می‌شوید که بازار فقط در حال آزمودن آن بوده است. در نمودارهای شمعی، این “آزمودن‌های” سطح حمایت یا مقاومت معمولا با سایه‌های شمع نمایش داده می‌شوند.

در شکل بالا توجه کنید که چگونه سایه‌های شمع‌ها سطح حمایت 1.4700 را تست کرده‌اند. در آن لحظات به نظر می‌آید که بازار در حال “شکستن” سطح حمایت بوده است. در حقیقت می‌توانیم ببینیم که بازار صرفا در حال آزمودن آن سطح بوده است.

معامله بر اساس خروج قیمت‌ها
در معاملات خروج قیمت، هدف این است که درست در زمانی که یک خروج قیمت ایجاد می‌گردد به بازار وارد شده و سپس تا فروکش کردن تلاطم بازار در معامله بمانیم.
خروج قیمت‌ها مهم هستند زیرا تغییر در عرضه و تقاضای جفت ارز مورد معامله شما را نشان می‌دهند.
متوجه خواهید شد که بر خلاف معاملات سهام و معاملات آتی، راهی برای دیدن حجم معاملات انجام شده در بازار فارکس وجود ندارد. به این دلیل، لازم است که بر تلاطم بازار اتکا داشته باشیم.
تلاطم، نوسانات کلی قیمت را در طول یک زمان مشخص اندازه‌گیری می‌نماید و این اطلاعات می‌تواند برای یافتن خروج قیمت‌های بالقوه مورد استفاده قرار گیرند.
تعداد کمی اندیکاتور وجود دارند که می‌توانند به شما برای اندازه‌گیری تلاطم فعلی یک جفت ارز کمک کنند. هنگامی که به دنبال فرصت‌های ناشی از خروج قیمت هستید، استفاده از اندیکاتورهای زیر می‌تواند به شما کمک شایانی نماید:
• میانگین‌های متحرک
• باندهای بولینگر
• میانگین بازه صحیح (ATR)

دو نوع خروج قیمت وجود دارد:
• ادامه‌دهنده
• برگشتی

برای پیدا کردن خروج قیمت‌ها می‌توانید به موارد زیر توجه کنید:
• الگوهای نموداری
• خطوط روند
• کانال‌ها
• مثلث‌ها

با استفاده از اندیکاتورهای زیر می‌توانید قدرت یک خروج قیمت را اندازه‌گیری کنید:
• همگرایی/واگرایی میانگین متحرک (MACD)
• RSI

در نهایت باید گفت که خروج قیمت‌ها معمولا به کمک رویدادهای اقتصادی یا خبرهای کاتالیزور به بهترین شکل و به صورت واقعی عمل می‌کنند. همواره پیش از تشخیص اینکه آیا یک معامله بر اساس خروج قیمت برای شرایط موجود کار درستی است یا خیر، از بررسی تقویم فارکس و اخبار اطمینان حاصل کنید.

 

معامله بر اساس خروج قیمت‌های کاذب
معامله‌گران نهادی دوست دارند که خروج قیمت‌ها را محو کنند. پس ما هم باید دوست داشته باشیم خروج قیمت‌ها را محو کنیم.
آیا شما می‌خواهید  به دنبال مردم باشید یا اینکه قصد دارید به دنبال پول باشید؟
درست مانند معامله‌گران نهادی فکر کنید، عمل کنید، بخورید، بخوابید و حتی همان فیلم‌هایی را ببینید که آنها می‌بینند! اگر ما بتوانیم به همان روش آنان معامله کنیم، موفقیت در چند قدمی ماست.
محو کردن خروج قیمت‌ها به بیان ساده به معنی معامله کردن در جهت مخالف خروج قیمت است. شما یک خروج قیمت را محو خواهید کرد اگر باور داشته باشید که یک خروج قیمت از یک سطح حمایت و مقاومت، کاذب بوده و نمی‌تواند در همان جهت به حرکت ادامه دهد.
در مواردی که سطح حمایت یا مقاومت شکسته شده قابل توجه است، ممکن است محو کردن خروج قیمت کار هوشمندانه‌تری نسبت به معامله کردن بر اساس خروج قیمت باشد.
خروج قیمت‌های کاذب بالقوه معمولا در سطوح حمایت و مقاومت ایجاد شده بوسیله خطوط روند، الگوهای نموداری یا سقف‌ها/کف‌های روزانه قبلی پیدا می‌شوند.
بهترین نتیجه معمولا در بازاری با بازه‌ی محدود به دست می‌آید. با اینحال نمی‌توانید از تمایلات بازار، حس مشترک و دیگر گونه‌های تحلیل بازار چشم‌پوشی کنید.
بازارهای مالی زمان‌های زیادی را در حال رفت و برگشت در یک بازه قیمتی سپری می‌کنند و خیلی از این سقف‌ها و کف‌ها تجاوز نمی‌کنند.
در نهایت، احتمال وقوع یک خروج قیمت کاذب زمانی بیشتر است که رویداد اقتصادی مهم یا خبرهای کاتالیزوری وجود نداشته باشند که تمایلات معامله‌گران فارکس را در جهت خروج قیمت حرکت دهند.

چگونه متوجه شویم خط حمایت یا مقاومت شکسته شده است؟
پاسخی قطعی برای این پرسش وجود ندارد. برخی استدلال می‌کنند که یک سطح حمایت یا مقاومت زمانی شکسته شده است که بازار بتواند عملا از آن سطح عبور کرده و بسته شود. با اینحال خواهید دید که این استدلال همواره صحیح نیست.
بگذارید همان مثال بالا را در نظر گرفته و ببینیم زمانی که قیمت در عمل با عبور از سطح حمایت 1.4700 بسته شده، چه اتفاقی افتاده است.

در این حالت، قیمت زیر سطح حمایت 1.4700 بسته شده است اما باز افزایش یافته و به بالای آن سطح رسیده است.
اگر معتقد بوده‌اید که این یک نقطه شکست واقعی بوده و این جفت ارز را فروخته‌اید، ضرر بزرگی کرده‌اید!
با نگاهی دوباره به نمودار، حالا می‌توانید ببینید و به این نتیجه برسید که نه تنها سطح حمایت شکسته نشده بود، بلکه اصلا دست نخورده و حالا قوی‌تر هم شده است.

برای اینکه بتوانید این نقاط شکست کاذب را شناسایی کنید، باید سطوح حمایت و مقاومت را بیشتر به عنوان “مناطق” در نظر بگیرید تا اعدادی مشخص.
یک راه برای یافتن این مناطق این است که سطوح حمایت و مقاومت را به جای نمودار شمعی، روی یک نمودار خطی ترسیم نمایید. دلیل این کار این است که نمودارهای خطی فقط نقاط بسته شدن قیمت را به شما نشان می‌دهند در حالیکه نمودارهای شمعی قیمت‌های حدی سقف و کف را هم به تصویر اضافه می‌کنند.
این قیمت‌های سقف و کف می‌توانند گمراه‌کننده باشند زیرا آنها اغلب اوقات صرفا واکنش‌های خودکار بازار هستند. مانند وقتی که شخصی حرکات عجیبی انجام می‌دهد و وقتی از او دلیل آن را می‌پرسید پاسخ می‌دهد: “ببخشید، فقط تیک عصبی است.”
زمانی که سطوح حمایت و مقاومت را رسم می‌کنید، کاری به واکنش‌های غیرارادی بازار ندارید. شما صرفا به دنبال ترسیم حرکات ارادی آن هستید.
با نگاه به نمودار خطی، می‌خواهید خطوط حمایت و مقاومت را در اطراف مناطقی ترسیم کنید که قیمت در آنها چندین قله یا دره تشکیل داده است.

نکات جالب دیگر درباره سطوح حمایت و مقاومت فارکس
• وقتی که قیمت از یک سطح مقاومت عبور می‌کند، آن سطح مقاومت می‌تواند به یک سطح حمایت بالقوه تبدیل شود.
• هر چه ناحیه مقاومت یا حمایت قوی‌تر باشد، قیمت به تعداد دفعات بیشتری آنرا بدون اینکه بشکند، می‌آزماید.
• وقتی یک سطح حمایت یا مقاومت شکسته می‌شود، قدرت حرکت ادامه دهنده به این بستگی دارد که سطح حمایت یا مقاومت شکسته شده با چه قدرتی حفظ شده بوده است.

با کمی تمرین، قادر خواهید بود که نواحی حمایت و مقاومت بالقوه فارکس را به راحتی شناسایی کنید. در درس بعدی، به شما خواهیم آموخت که چگونه بر اساس خطوط مورب حمایت و مقاومت (معروف به خطوط روند فارکس) معامله کنید.

تحلیل تکنیکال چیست؟
تحلیل تکنیکال چهارچوبی است که معامله‌گران فارکس در آن حرکت قیمت را مطالعه می‌کنند.
نظریه پشت تحلیل تکنیکال این است که هر شخصی می‌تواند به حرکات قبلی قیمت نگاه کند و شرایط فعلی معاملات و حرکات بالقوه قیمت را تعیین کند.
شواهد اصلی برای استفاده از تحلیل تکنیکال این است که از لحاظ تئوری، تمام اطلاعات فعلی بازار در قیمت منعکس شده است. اگر قیمت تمام اطلاعات موجود را انعکاس می‌دهد، پس رفتار قیمت تمام آن چیزی است که هر شخص برای انجام معامله واقعا با آن احتیاج دارد.
آیا تا به حال این ضرب‌المثل قدیمی را شنیده‌اید که “تاریخ تمایل به تکرار خود دارد”؟
خوب، اساسا این تمام چیزی است که تحلیل تکنیکال در مورد آن صحبت می‌کند! اگر یک سطح قیمت در گذشته به عنوان سطح حمایت یا مقاومت کلیدی در نظر گرفته شده، معامله‌گران با دقت به آن توجه خواهند کرد و معاملاتشان را در حوالی آن سطح قیمت تاریخی پایه‌گذاری خواهند نمود.
تحلیل‌گران تکنیکال به دنبال الگوهای مشابهی می‌گردند که در گذشته تشکیل شده‌اند و با این باور که قیمت رفتار گذشته خود را تکرار خواهد نمود، ایده‌های معاملاتی را شکل خواهند داد.

 

در دنیای معاملات ارز، وقتی کسی از تحلیل تکنیکال صحبت می‌کند، اولین چیزی که به ذهن می‌آید نمودار است. تحلیل‌گران تکنیکال از نمودارها استفاده می‌کنند زیرا آنها ساده‌ترین راه برای تجسم کردن داده‌های تاریخی هستند!
نگاه کردن به داده‌های گذشته به شما کمک می‌کند که روندها و الگوها را کشف کنید. این امر می‌تواند به شما کمک کند تا فرصت‌های بزرگ معامله را پیدا کنید.
علاوه بر موارد فوق، به توجه به وجود تعداد زیادی معامله‌گر که به تحلیل تکنیکال تکیه می‌کنند، این الگوهای قیمت و سیگنال‌های اندیکاتور به خودشکوفایی تمایل پیدا می‌کنند.
یعنی اینکه هر چه تعداد معامله‌گران فارکس که دنبال سطوح قیمت و الگوهای نموداری خاصی می‌گردند بیشتر و بیشتر باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که این الگوها خودشان را در بازارهای آشکار نمایند.
باید بدانید که تحلیل تکنیکال بسیار شخصی است.
اینکه علی و حسین هر دو در حال نگاه کردن به یک نمودار قیمت یا اندیکاتور کاملا یکسان باشند به این معنی نیست که آنها به ایده‌ای یکسان در خصوص حرکت بعدی قیمت دست خواهند یافت.
نکته مهم این است که مفاهیم بنیادی تحلیل تکنیکال را درک کنید تا هر گاه کسی در مورد فیبوناچی، باندهای بولینگر یا نقاط محوری صحبت کرد، دچار خون دماغ نشوید!

حال می‌دانیم که با خود فکر می‌کنید: “این افراد خیلی باهوش هستند. آنها از کلماتی مانند فیبوناچی و بولینگر استفاده می‌کنند. من هرگز نمی‌توانم این چیزها را یاد بگیرم!”
خیلی نگران نباشید. زمانی که کارتان با مدرسه فارکس تمام شود، شما هم خودتان را “باهوش” خواهید دانست.
به هر حال، آیا احساس نمی‌کنید که اکنون قرص سبز اثر کرده است؟ پس غرش کنید!

چکیده: یکی از مهمترین ابزار معامله در بازارهای مالی، تحلیل تکنیکال است. برای آشنایی بیشتر با تحلیل تکنیکال، ادامه متن را بخوانید.